Music by Gorooh-e Dastan and Homayoun Shajarian. Composer, Said
Farajpoory. On a poem by Siavash Kasraie: Siavash Kasraie (also spelled
as Siavash Kasrai, Persian: سياوش كسرايي ) (February 25, 1927, Isfahan -
February 8, 1996, Vienna) was an Iranian poet.
http://gmahdavi.persiangig.com/audioA...
Kasraie
graduated from Tehran University, Faculty of Law. A native of Isfahan,
his first collection of poetry was published in 1957. His second book,
Arash the Archer (1959), brought him immediate fame. This epic
narrative, based on ancient Persian myth, depicts Arash's heroic
sacrifice to liberate his country from foreign domination.
In
his historical stories, Kasraie demonstrates a clear sense of
class-consciousness. Kasraie's basic impulse was lyric, rather than
epic.
He reflects his individual personality in his poems. He
has composed many revolutionary poems, of which some have served as
anthem for political parties.
Siavash Kasrai
بخشهایی که درون کروشه قرار گرفتهاند، اجرا نشدهاند. وطن! وطن! نظر فکن به من که من به هر کجا، غریبوار که زیر آسمان دیگری غنودهام (=خوابیدهام) همیشه با تو بودهام همیشه با تو بودهام اگر که حال پرسیام تو نیک میشناسیام من از درون قصهها و غصهها برآمدم [حکایت هزار شاه با گدا حدیث عشق ناتمام آن شبان به دختر سیاه چشم کدخدا ز پشت دود کشتهای سوخته درون کومه های سیاه ز پیش شعلههای کورهها و کارگاه تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است رخم به سیلی زمانه خو گرفته است اگر چه در نگاه اعتنای کس نبودهام یکی ز چهرههای بیشمار تودهام] چه غمگنانه سالها که بالها زدم به روی بحر بیکنارهات که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی به اوج رفت موجهای تو که یاد باد اوجهای تو [در آن میان که جز خطر نبود مرا به تختهپارهها نظر نبود نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان به گودهای هول بسی صدف گشودهام گهر ز کام مرگ در ربودهام بدان امید تا که تو دهان و دست را رها کنی دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده واکنی به بند ماندهام شکنجه دیدهام سپیده هر سپیده جان سپردهام هزار تهمت و دروغ و ناروا شنودهام اگر تو پوششی پلید یافتی ستایش من از پلید پیرهن نبود نه جامه، جان پاک انقلاب را ستودهام] کنون اگر که خنجری میان کتف خستهام اگر که ایستادهام و یا ز پا فتادهام برای تو، به راه تو شکستهام [اگر میان سنگهای آسیا چو دانههای سودهام ولی هنوز گندمم غذا و قوت مردمم همانم آن یگانهای که بودهام] سپاه عشق در پی است شرار و شور کار ساز با وی است دریچههای قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان کنون به گوش میرسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سرودهام [نبود و بود برزگر را چه باک اگر برآید از زمین هر آنچ او به سالیان فشانده یا نشانده است] وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من پرندهای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو به دوردست مه گرفته پر گشودهام Thanks to: Merdad Javadi for puting the complete Persian version of the poem in | Here is Siavash Kasrai's poem "Sabz-e Javedan" (Eternal Green) in English, translated by Farid Bozorgmehr Oh motherland, motherland |

![]() سيمين بهبهانی گر شعله های خشم وطن / زين بيشتر بلند شود پر گوی و ياوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی هرجا دروغ يافته ای / درهم چو رشته بافته ای باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را نفرين من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا خواهی گر آتشم بزنی / يا قصد سنگسار کنی سيمين بهبهانی |
